خود محوری در جمعه
-
تاریخ: 1402/12/22 ساعت: 14:22
به نام خداامروز هم بیشتر خوابیدم؛ بیداری های مکرر بی حالی وخواب های طولانی می آورد تا میزان شوم؛ بچه ها هم هریک جایی بودند وحال مطالعه هم نداشتم-قرار بود سری به همسر بیمار مرحوم حسن انصاری هم بزنم که دیر بیدار شدم وهمسرم رفت عیادت- قرار بود محمد هم هماهنگ کند سری بزند که حتما سرش شلوغ بوده و نتوانست...
جمعه ی اسفند ماه
-
تاریخ: 1402/12/13 ساعت: 12:50
به نام خدااحوال پرس ملکی شدم وگفت با برادرش به مسافرت رفته وانگشتش درد میکرد که ضرب دیده بود برایش شفای عاجل آرزو دارم والبته برای شخصی هم مشورت داشت که مشکل با استاندارد دارد وخودش هم نمیدانست مشکل چیست؟- حسین گوشی گرفته بود کوچک و جالب بود وعکس فرستاد وخط دوم خودش را فعال کرده بود- اسدالله عکس سنگ...
پنجمین روز و شب نیمه ی شعبان المعظم
-
تاریخ: 1402/12/13 ساعت: 12:50
به نام خداسری به طوسی زدم و احوال پرسی کردم؛ در مغازه ای کار میکند و راضی بود از اوضاع؛ امیدوارم همه مشکلات مرتبط هم حل شود در مسیر برگشت هم رستورانی را که کلی از آن تبلیغ میشد؛ دیدم ورفتیم اما آن گونه که تبلیغ میشد بنظر نیامد- یکی از دوستان هم برای انتخابات بماند یا خیر؟ مشورت کرد ولی بهرحال این نو...
روز برفی
-
تاریخ: 1402/12/13 ساعت: 12:50
به نام خدادم ظهر بیرون رفتم چند جا خواستم بروم با اینکه برف سنگین هم نبود اما با قفل شدن شمال شهر به هیچ کدام مقصدهایی که میخواستم نرسیدم و با احتیاط فراوان رانندگی کرده وبرگشتم وشب برای خرید ها به فروشگاه بزرگ که سالهاست میروم رفتم برای خرید ومقداری خرید کردیم- از حسن دوست جوانم که در رستوران کار م...
غزل نامه
-
تاریخ: 1402/11/18 ساعت: 15:01
به نام خداعروسی غزل رفتیم؛ شایسته وخوب؛ آخر مراسم؛ در سالن دیگری هم نزدیک تر ها و خصوصی رفتند و من هم که میهمان برادرم بودم و همه آنجا بودند؛ ناچاراً رفتم؛ امین با همه توصیه ها که این مسافت طولانی را برنگردد با ماشین؛ رفت؛ آخر شب بیرون سالن ایستاده وقدم میزدم وبرادرم آمد وبا ناراحتی به من گفت کسی که...
درجستجوی برف و باران
-
تاریخ: 1402/11/18 ساعت: 15:01
به نام خداتاجری اعتراض قبلی حکم را اعلام کرد که دیوان عالی رفته و در مورد پرونده دیگرش هم توصیه کردم اعاده دادرسی را تقدیم دیوان کند ومشورت کرد- احوال پرس خواهران و مادرم شدم و به منسوبین دیگر هم اطلاع دادم حال مادر را- امروز هم خیلی دنبال بلیط بودم حتی قطار ولی پیدا نکردم که برگردم؛ حال ماندن نداشت...
مانده در گرد و غبار و طوفان
-
تاریخ: 1402/11/18 ساعت: 15:01
به نام خداسری به کاروان سرای تاریخی بازسازی شده زدیم وغزل هم آمد واو خانواده برادر را به نهار دعوت کردم؛ خوب بود شکر خدا؛ مقداری لباس های دست دوز هم خریدم، جالب بودند والبته دیشب میخواستم بخرم که نشد؛ در میان نهار که آماده میشدم مستقیماً فرودگاه بروم باد وگرد وخاک بسیار شدیدی شروع شد که من خودم تا ک...
موجودی خشم در خزانه اخلاقی ما
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 21:29
به نام خداحسن برای نامه دادگاه واجرای احکام گفت وبعد هم رضا هم تماس گرفت برای روند ودرخواست های احراز توبه اش- به ابوذر سری زدم برای سلمانی واحوال پرسی هم- حسین هم احوال پرسی کرد تشکر کردم از لطف او برای پیگیری محسن هم- شاهین هم برای تغییر نام سیم کارت محسن گفت که گفتم با او هماهنگ کند وبه محسن هم گ...
گریز روز نوشت
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 21:29
به نام خداسعید تماس وگفت دانشگاه آزاد برای انتقال علی میرود والبته چندان هم در جزییات چیزی نگفت وگفت اگر شد سری میزند بیرون او را ببینم؛ با اینکه خیلی سَرم شلوغ است چیزی نگفتم- صبری احوال پرسی کرد وسوال داشت طبق معمول- شب سالروز درگذشت مرحوم گلی است و همچنین عمو که جداگانه به بستگان و بازماندگان پیا...
چه بی قرار و سنگین بار…
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 21:29
به نام خداتولد احمد را تبریک گفتم ویکی از دوستان دیگر را هم؛ جداگانه؛ خوشحال شدند واز خوشحالی شان خرسندم- پرونده دادخواست مادرم برای خلع در روند اقدامات قضایی است وخوشحالم در مدار روند رسیدگی است و پرونده شکایت کیفری پدرم نیز برای تصرف عدوانی که مواجه با قرار منع تعقیب شده بود مدتی است توسط دادگاه ت...
میدان شوش گردی
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 2:23
به نام خدامیخواستم میدان شوش بروم که شنیدم مرکز بلورجات شده است بالاخره عصر رفتیم؛ باورم نمیشد میدان شوش این قدر عوض شده باشد؛ سالها بود آن حوالی نرفته بودم؛ البته آمین هم خوابش می آمد وهم کمی بهانه گیری میکرد ونشد زیاد آن مغازه ها وپاساژهای جدید را ببینم؛ جالب بود؛ کمی هم خرید کردم؛ در برگشت هم از ...
نهم دی امسال
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 2:23
به نام خدادر دقایق پایانی امروز مواجه با خبر هک اطلاعات گسترده کاربران اسنپ فود در فضای مجازی شدم؛ خدا را شکر من حساب کاربری ندارم اما این اطلاعات غذایی واحتمالا بانکی چه سواستفاده هایی را میتواند به دنبال داشته باشد خدا عالم است؛ احتمالا این هم در فضای مجازی وحقیقی پر سر وصدا باشد وحواشی- دیروز سوا...
شروع سال جدید2024
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 2:23
به نام خداخاطرات آقای زید آبادی در فضای مجازی منتشر شد که جلد پنجم است؛ شروع کردم آخر شب به خواندن آن- سالروز فوت فرید شوهر فرانک هم هست یادش را گرامی میدارم وبه روحش درود میفرستم وپیام به فرانک دادم- احمد احوال پرسی و برای تلفن مشورت کرد و طبق معمول سرمایه گذاری که نیمه کاره رها میکند- برادر بزرگتر...
آبی که ریخت و…
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 2:56
به نام خدابدری در مورد تصادفی که کرده مدتی قبل و کروکی نکشیده اند وحال کسی مرتب از او پول میخواهد وتهدید میکند مشورت کرد- یکی از دوستان وکیل هم در ادامه مطالبی که من سر در نمی آورم از هک گسترده حساب های بانکی وسایر حسابهایش گفت؛ گفتم بهتر است به دادسرای جرائم رایانه ای وپلیس ذیربط اطلاع دهد ودنبال ک...
سرما و باران وتاثر آرمان
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 2:56
به نام خدایکی از دوستان برای موضوعی مربوط به دادخواست در دیوان عدالت اداری مشورت کرد توصیه کردم با وکیل مشورت کند- سهام برای قنادی هانس گفت که باید مجال شود سری بزنم-رضا وحسین برادران حسن از تماسی متعاقب نامه توبه حسن گفتند که این تماس عجیب بود وبنظرم قدری هم مشکوک بوده- عمران در پی ایمیل ونصب فیلتر...
سایه ی متبرک پدر
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 2:56
به نام خدااز پدرم که شب تولد ایشان است با همه وجود فرا گرفته ام که :فقط آن زمان كه ميبينى هيچ چيز نمي تواند كمك كند، ميفهمى كه به هيچ كمكى احتياج ندارى...ان شاالله سایه متبرکشان مستدام باد- سالروز تولد زهره همسایه ی مان هم هست که پیام دادم وتبریک گفتم خوشحال شد- شب سالگرد درگذشت ننه؛ همسایه ی مان هم...
خاطرا؛آدم ها؛رابطه ها
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 15:35
به نام خداشام با همسرو امین و آمین به یک رستورانی که امین پیدا کرده بود وغذای شمالی داشت رفتیم؛ ساده ولی خوب بود وماهی هم گرفتم وخوشمزه بود؛ آمین هم امشب با راهنمایی امین یاد گرفته بود یایَن بگوید وحرف پدرم را تکرار کند؛ خیلی با امین مانوس تَر شده - با مادر وخواهرها صحبت کردم تلفنی واحوال پرسی- محسن...
نمایشگهی از روزگاران
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 15:35
به نام خدانیرومندی تماس واز حضور جوانی بنام عقیلی گفت که مدتها بود یادش بودم وخبری از او نبود با او هم تلفنی صحبت کردم وخیلی متاثر شدم آنجا هست؛ خیلی خوشحال بود که اسم او وپدرش وشماره اش هم یادم هست؛ امیدوارم مشکلاتش حل شود- تا صبح مطالعه روزنوشت ها را ادامه دادم؛ آمین هم طبق روال نزد من بود وجالب ا...
آلودگی هوا و سختی زندگی
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 15:35
به نام خداآلودگی هوا امروز بشدت زیاد و زجر دهنده بود واحساس خفگی داشتم کمی صبح که کار کردم وروند اموراتم را خوابم برد وتقریبا تا غروب خوابیدم ؛ کمبود خواب دوشب بی وقفه مطالعه هم مزید بر علت شد که البته تمام وامروز آن را اعاده کردم وبسیار تشکر کردند؛ پنجره را بستم شاید کمی رها شوم از این آلودگی؛ شهرا...
اولین روز آذر و ابلاغیه های قضایی منفی برای دوستان
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 14:37
به نام خداامروز روز وصول ابلاغیه های قضایی برای دوستان بود ومنفی هم؛ امانی زنگ زد وبرایش ابلاغیه ای آمده بود و شورای حل اختلاف محکوم به پرداخت وجه چک کرده با ضرر وزیان؛ متاسفانه به حرف من گوش نکرد که در جلسه شورا برود ولایحه ای داده بود که در رای هم آمده؛ برای اعتراض کردن مشورت کرد اگر بازهم سرخود ع...