دومین روز از ماه آخر پاییز
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 14:37
به نام خداشب در راه رفتن به خانه؛ فیلمی از حوالی منزل الی ومادرش فرستادم؛ جالب بود برایشان- کلیپی از مراسم درگذشت مرحوم منوچهر حامدی در سال ۱۳۷۴ برای اولین بار دیدم که انبوهی از مردم وهنر پیشگان قدیمی شرکت کرده بودند که اکنون در میان ما نیستند؛ روحشان شاد؛ هنوز گویی دیروز بود در حین پخش سریال شبانه ...
تحت تاثیر فضای مجازی
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 14:37
به نام خدادر فضای مجازی شرحی از یک قهوه خانه قدیمی در طرشت دیدم که دیزی وصبحانه و...داشت؛ با امین هماهنگ کردیم وبا آمین واحمد رفتیم وخوب بود؛ سنتی وکمی شلوغ بنام ناصر که البته خودش فوت کرده وپسرش بود وغذاهای دیگرش را هم تمام کرده بود؛ به خسرو هم چندین بار تماس گرفتیم که بیابد که جواب نداد وشب گفت حا...
جمعه پاییزی به داوری وخاطره غم وتلخ
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 19:02
به نام خداخمیس آبادی فیلم هایی از خودش فرستاد که اربیل عراق رفته بود؛ جالب بود؛ خوشحالم که از آن غم ومصیبت ها بنظر میرسد نسبتاً رها شده وآرزوی برکات وخوشی برایش دارم- همسرم عکسی از نامه امید در سالهای دور برایم فرستاد که من هم پاسخ داده بودم به او؛ در حین رانندگی بودم همه وجودم را غم گرفت وخاطرات تل...
شب بیست و یکم و خاطره ی تلخ
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 19:02
به نام خدادکتر سعید نسخه تجویز نصراللهی را نوشت که تشکر کردم- برای درخواست برق فرهاد سوال کردم که راهنمایی کردم از مبادی قانونی پیگیری کند- محسن کارهای اژدری را که درخواست کمک داشت پیگیری کرد وبعد برای ضمانت ها مشخص شد که ابهاماتی دارد وچندان فکر پس دادن به موقع نیست و با من هم صحبت کرد ومحسن هم آن ...
باز هم روز بیست و یکم آبان
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 19:02
به نام خداامروز خواستم روایت تلخ این روز را فراموش کنم البته کمی؛ ومگر میشود؟- بازار رفتم؛ عمران وخسرو هم آمدند؛ مراکزی که میخواستم در برنامه داشتم رفتم؛ نهار هم جای جدیدی پیدا کردم حوالی دیزی قبلی وخوب وجالب بود؛ مقداری هم وسایل خریدم و برای خسرو هم لوازم تحریر وعینک مطالعه گرفتم که متاسفانه به درم...
شب سعید و صادق
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 17:05
به نام خداشب تولد دکتر سعید است پیام دادم وخوشحال شد وبه بستگام هم یادآوری کردم- خاله اطلاع داد که تولد صادق هم هست پیام دادم وخیلی خوشحال شد وتماس گرفت واز خوشحالی اش خرسندم- وسایل خواهرم وهمسرش وعلیرضا هم رسیده بود وپیام دادند وتشکر کردند؛ آرمین اما کمی حالش مساعد نبود متاثر شدم وآرزوی شفای عاجل د...
وادی دوازدهم
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 17:05
به نام خداعلیان مشورتی برای شخصی کرد که من چندان متوجه نشدم وموکول شد اگر فرصت شد حضوری صحبت کنم-هدی همسایه مان حکم شکایتش را به دیوان عدالت فرستاد که آن را رد کرده اند ولایحه تجدید نظر خواهی را هم دیدم خوب ومفید بود وامیدوارم در مرحله تجدید نظر توجه شود- سیم کارت ایران را که نرفته بود بگیرد برایش پ...
باران غم
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 17:05
به نام خداباران امروز رحمت الهی را افزون تر کرد؛ ظهر در این هوا به سَرم زد بروم سری به بهزاد بزنم که دیزی دارد واخیرا با او آشنا شدم و به عمران هم زنگ زدم خودش را با مترو رساند واتفاقا گفت الان هوس دیزی کرده بودم وزنگ زدی شاخ در آوردم؛ در این حال وهوا شب در راه برگشت پیمان زنگ زد وگفت مادرش فوت کرده...
آخرین روز از ماه اول پاییز
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 15:08
به نام خداماشین را نزد استاد محسن بردم وخودش البته نبود وهمکارانش سرویس کردند متاسفانه شمع ها به موقع سرویس نشده و دفترچه ای هم برای تنظیم ویادداشت سرویس های ادواری تهیه نکرده اند ومن هم وقت این چنینی ندارم و شمع هم شکسته ودر موتور رفته که بهرحال با اوضاعی انجام شد وخدا را شکر که بدتر نشده بود- شب ح...
اولین روز از ماه دوم پاییز
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 15:08
به نام خداتولد آرمین وپدرش را که در یک روز هست جداگانه تبریک گفتم و یکی از دوستان دیگر هم؛ آرزوی سلامتی و موفقیت برایشان دارم- مرسوله پستی مدارک مدرسه دخترش رسید وآخر شب با همسرم بردیم وتحویل دادیم اصلا در جایی بود که بنظرم بعید بود در عمرم روزی آنجاها بروم وشانس آوردیم عصر خسرو آزمایشاتش را آورده ب...
دومین روز ماه دوم پاییز
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 15:08
به نام خداحمیده پیام وحال سام را پرسید؛ نگفتم کجاست؟اما گفتم حالش مساعد است و اورا دیده ام؛ خواست به او بگویم او هم تحت درمان است- شعبان زاده هم مشورتی در مورد یک پرونده داشت که راه های قانونی ای که میشناختم گفتم- دوست جاوید که دوره قبل خیلی دیر عمل کرد امروزهم در آخرین مرحله انتقالات برای همسرش مشو...
شب بیست وسوم خونین و روز پر تاثر
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 22:40
به نام خدادقایقی پیش در فضای مجازی از خبر قتل آقای داریوش مهرجویی وهمسرشان مطلع شدم وبسیار متاثر شدم؛ بقدری حالم گرفته شد بخصوص وقتی که یادداشت همسرشان را در فضای مجازی خواندم که چند روز پیش تهدید شده بودند وامیدوارم همین موجب سرنخ بزرگی برای کشف قاتل یا قاتلین شود که تلفنی با عمران هم صحبت کردم واو...
خوشحالی هایی در روز بارانی پاییز
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 22:40
به نام خدایکی از بستگان فتح نیا که تقاضای فرجام خواهی از دیوان عالی کرده بود وبسیار ناامید بود اطلاع داد فرجام خواهی اش در دیوان پذیرفته شده وبرای تکمیل تحقیقات مجددا به شعبه اعاده شده؛ در همین حد هم بسیار خوشحال شدم برای دقت توجه قضات دیوان- جعفر اطلاع داد از استانداری به او زنگ زده وگفته اند که نا...
گرگ و میش پاییزی
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 22:40
به نام خداامروز هم سرگرم نگهداری آمین بودم واو هم سرگرم من؛ چندان اذیتی نمیکند اما بشدت باید مراقب او بود وشش دانگ حواس را می طلبد وعملا تا مادرش بیاید مطالعه؛ تماس تلفنی وحتی پاسخ پیامکی تعطیل است؛ ظهر البته عمران آمد سری به من زد واو هم مقداری سرگرم او شد ونهار هم خدمتش بودیم؛ متاسفانه یک ابلاغ دی...
دو قدمی پاییز
-
تاریخ: 1402/7/2 ساعت: 18:52
به نام خداامیرِ سید جواد از گمشدن یکی از بستگانش یا قهر کردن او گفت وبرای نحوه پیگیری ورصد او مشورت کرد- عمران از خسرو گفت که بازهم شاکی او نرفته رضایت دهد وخودش هم شوخی گرفته وبه شنبه موکول کرده که یکشنبه هم تعطیل است- آزمایش آمین آماده شد وبرای دکتر سعید فرستادیم وشکر خدا مشکل خاصی نداشت- یگانه در...
وبالاخره یک قدمی پاییز
-
تاریخ: 1402/7/2 ساعت: 18:52
به نام خداامروز اموراتی را نهایی کردم- سرشب عینکم را به فیلی دادم که بنا شد شیشه را تنظیم یا کلا عوض کند- یک گوشی جدید که منتظر آمدنش بودم خریدم ؛ بنظرم قیمت با لوازم آن مناسب بود البته ساعتها وقت مرا انتقال داده ها واطلاعات گرفت و کد فعال سازی هم زدم رجیستر نشد که فردا باید دنبال کنم- با سهام ومولا...
وبالاخره پایان تابستان
-
تاریخ: 1402/7/2 ساعت: 18:52
به نام خداامروز خبر ناگهانی درگذشت نعمت احمدی حقوقدان متاثرم کرد؛ با اینکه او را هیچگاه از نزدیک ندیده بودم اما نوشته هایش را در جرائد میخواندم واخیرا هم مطلع شده بودم پروانه وکالت اورا باطل کرده اند؛ خدا رحمتش کند ان شاالله- پیام های متعددی برایم آمده در این چند روزه وامروز هم که چرا در فضای مجازی ...
هجدهمین روز شهریور
-
تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 23:03
به نام خدابه یاسین گفتم برای پیگیری زمین هایی که ادعا داشت با لطفی مشورت کند- رفیعی در مورد موضوعی حقوقی مشورت کرد- نجفی که جاوید معرفی کرده بود پس از چندین روز تازه یادش آمد که با شکوه تماس ومشورت کند ودیگر خود داند- زن سعید دوستم گفت خانه را عوض کرده و ویلایی گرفته اند که برای تردد سعید هم با وجود...
روز عجیب و غریب نوزدهم شهریور
-
تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 23:03
به نام خداعمران مدارک دوستان بازاری که سفره خانه دارند را فرستاد که خودشان به اجتهاد خویش عمل کرده وبه بن بست رسیده اند وباز درپی مشورت اند!؛ تقریباً امروز اینگونه بود برای من با روایت های متعدد- آخر شب خواهرم وپسرش را که متاسفانه خیلی هم ناز دارد ومن تلاش میکنم صبوری ودرک کنم شرایط خواهر زاده ام را...
تراژدی
-
تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 23:03
به نام خداکتاب تراژدی شماره شهریور را اجمالا کمی خواندم از سرگذشت همایون صنعتی زاده و همسرشان با آن همه استعداد و نخبگی سخت متاثر شدم؛ به سروش هم به این گونه امور و روایت ها علاقه دارد گفتم تهیه کند حتما دوست دارد- خسرو اطلاع داد که پیامک آمده و پرونده اش به اجرای احکام رفته؛ گفتم منتظر باشد بزودی ب...