روزعاشورا
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 12:29
به نام خدا خداوند رحمت کند مرحوم سید محمد را که روز تاسوعا فوت کرد وامروز هم روز عاشورا به خاک سپرده شد؛ من البته کلی شرمنده شدم که نتوانستم در مراسم شرکت کنم؛ برای ایمان ودوخواهرانش هم بلیط هواپیما گرفتم وشب رفتند وخاله و شوهر خاله هم با ماشین برگشتند وسعادت دیدن آنها را هم نداشتم- عصر برای عیادت ش...
مرداد ماهی دیگر آغاز شد
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 1:51
به نام خدایکی از دوستان مشورتی حقوقی داشت که چندان سر از آن درنیاوردم وبه یکی از دوستان دیگر ارجاع دادم؛ بناشد همدیگر را حضوری ببینند وامیدوارم مشکلشان حل شود-طوبی وسوسی وبچه هایشان آمدند؛ آمین هم شب با اینکه رفتم دنبالش وخواب بود وبعد از بیدار شدن آمد ولی دیگر به جاهایی که میخواستم ببرم نشد ببرم ود...
روز نوشتک
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:34
به نام خداتولد ریحانه را تبریک گفتم به خواهر وپدرش؛ کادوی کوچکی هم دادم- سروش آمد وامروزهم به دو نگارخانه رفت اما در برگشت به من اطلاع نداد ومن هم در حوالی او بودم که اطلاع داد برگشته خانه! وآمین هم که دکتر رفته بود ومعمولا مادرش به من اطلاع میداد ومنتظر بودم که اطلاع دهد خبر دهند و در مسیر اورا بیا...
جمعه پایانی تیرماه
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:34
به نام خداامروز بسیار خسته و کم خوابی ایام گذشته را قدری جبران کردم وخوابیدن زیر کولر هم آن را تشدید کرد وساعتها خوابیدم-عصر یکی از دوستان پیام داد که برای کمر درد من دستگاه کوچک ماساژور دستی گرفته وبه احترام لطف او با آمین رفتم از ایشان بگیرم ولی با اینکه گفتم تا تا دقایقی دیگر میرسم حدود ۱۵ دقیقه ...
وبالاخره آخرین روز تیرماه در کاخ نیاوران
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:34
به نام خدابا سروش برای اولین بار کاخ نیاوران رفتم؛ تاکنون فرصت دیدار نداشتم وحالی هم برای رفتن در آن؛ بنظرم یک خانه خیلی بزرگ آمد؛ جالب بود- تولد اشرفی را تبریک گفتم وکادویی فرستادم- سالروز درگذشت اسدلو هست که برای دختر وخواهرش هم پیام فرستادم کلی خوشحال که یادم بوده- حسین اطلاع داد که بالاخره چکی ک...
دومِ دومِ دوم
-
تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 13:14
به نام خداامروز که رُند ترین روزِ سال خورشیدی است؛ شنبه هم هست وعید فطر هم؛ ان شاالله مبارک ومیمون باد بر همه ی ما-فطریه را هم به انجمن اطلاع رسانی دیابت گابریک واریز کردم و با دکتر سعید هم که برای تبریک تماس گرفتم او هم واریز کرده بود وتشویق کرد که انجمن بسیار خوب علمی است- با مادرم؛ دو خاله ها؛ وا...
سومین روز اردیبهشت
-
تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 13:14
به نام خدایکی از دوستان تماس و تبریک عید نوروز وعید فطر را گفت واحوال پرسی کرد؛ تشکر کردم؛ وظیفه من بود البته زنگ بزنم- با یکی از دوستان دیگر هم احوال پرسی کردم و از حال همسرشان سوال کردم که مرخص شده وشکر خدا دوران نقاهت را سپری میکنند- آمین آمد کسی نبود وبچه ها خانه محسن یا بیرون بودند؛ کمی بازی کر...
روزنگار اردیبهشت ماهی
-
تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 13:14
به نام خداحاضران احوال پرسی کرد؛ تشکر کردم- ترکمن هم شنیدم که استوری گذاشته و ایراد گرفته برای واردات خودرو ؛ پیشنهاد دادم اینها تدابیر بزرگتری است که دخالت نکند تا موجب برداشت ناصواب نشود که حذف کرد- قریشی برای داوری خودش مشورت کرد بنا شد دنبال کنم- یکی از دوستان احوال پرسی کرد وحدود ۲۵ سال است اور...
چهار قدم تا پایان این ماه بهاری
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 3:07
به نام خداتولد پیمانِ پسر همسایه مان را تبریک گفتم و خیلی تشکر کرد وخوشحال شد از پیام من- کادوی تولد سهام که قبض موبایلش بود را و یادم رفته بود پرداخت کردم- ماشین را که اخیرا متوجه شدم!! یکی از لامپ هایش سوخته بردم تعمیرگاه عوض کرد و بعد یکی از منسوبینم گفت در مسیر با کسی تصادف کرده و آیینه ماشین او...
در سه قدمی اردیبهشت
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 3:07
به نام خداتولد سام را به خودش ومادرش تبریک گفتم خیلی خوشحال شدند؛ تولد فاضل دوست جوانم را هم تبریک گفتم وکادویی فرستادم وخوشحال شد و به همسر وبرادر امینی هم پیام دادم اگر فردا زنگ زد از جانب من تولدش را تبریک بگویند لطفا- جابر پیامی را به اشتراک گذاشته بود که مراسم فاتحه یک خانمی است وسوال کردم وگفت...
دو قدم مانده تا اردیبهشت
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 3:07
به نام خدایکی از دوستان که دادگاه داشت از دادگاهش گفت والبته به نتیجه نهایی آن امیدوار بود؛ امیدوارم مشکلش حل شود- عمران آمد قدری هم کمک کرد به تنظیم وچیدن وجانمایی وسایل هایم کمک کرد که از او متشکرم- سری هم به احمدی وجعفری زدم و تبریک عید هم گفتم واحوال پرسی وکارت هم کشیدم برای خریدهایم؛ خواستم به ...
روز دیگری که رفت
-
تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 3:43
به نام خداتولد یکی از دوستان ومرادی را جداگانه تبریک گفتم و تولد یکی از دوستان دیگر را هم به حاضران گفتم اگر صلاح میداند تبریک بگوید که نخواستم خودم تبریک بگویم- دیروز سالروز فوت همسایه قدیمی ما حسن چادردوز بود که یادش را گرامی میدارم وهمچنین دوست خوبم مرحوم حیدری که از او بسیار آموخته بودم وبه گلبا...
مرنجیم و مرنجانیم
-
تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 3:43
به نام خداکمی بهتر شدم شکر خدا؛ آمدم و بنظرم کپسول هایی گیاهی که آقای محمد آقای قصاب داده بود کارساز شده تا داروهای دیگر- پروین تماس ودر خصوص گواهینامه نورالدین مشورت کرد- حسین یک چک از شخصی که با او اختلاف خرید وفروش دارد گرفته وخواست با دکتر لطفی مشورت کند که گفتم ظاهرا تا پایان اردیبهشت نیست - به...
روز نوشت بیست و دوم
-
تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 3:43
به نام خدااحوال پرس علی شدم و با آمین هم تصویری صحبت کرد- دکتر حسین احوال پرسی کرد وگفت میخواد برای من دارو بفرستد گیاهی برای سرفه وبنا شد با امید هماهنگ کند- عمران آمد سری زد و برایش تعدیل اقساط رسیده بود که ماهی ۱۰ میلیون تومان شده ووقت رسیدگی دادگاه حقوقی هم برای ماه بعد معین شد وبا او هم سری به ...
حلول ماه مبارک رمضان
-
تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 1:58
به نام خداامشب حلول ماه مبارک احراز وفردا اولین روز ماه است؛ با اینکه داروهای متعددی مصرف میکنم ودر ساعات مختلف وحالم هم مساعد نیست اما از دکتر سعید پرسیدم برای روزه داری وفعلا اجازه نداد واین سعادت از من موقتاَ رفته است وعصر هم با تشدید سرفه هایم مجددا رفتم ویک دگزا زدم ومقداری هم اقلام دارویی برای...
حال و هوای من در سومین روز بهار
-
تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 1:58
به نام خدامطالب چند روز معوق را نوشتم که حال نوشتن نداشتم وتوان هم- آرمان سری به مزار برادرش زده بود با مادر وبرادر وخاله اش وپدر ومادر بزرگش؛ عکس فرستاد وگفت شاید فردا جنوب بروند؛ آرزوی آرامش وشادی برایشان دارم- شب برای مقداری خرید شهروند رفتیم والبته کمی خسته شدم وبی حال وابتدا در ماشین کمی چرت زد...
عوارض بیماری رهایم نمی کند
-
تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 1:58
به نام خداسردرد های شدید امروز هم ادامه یافت، با دکتر حسین، دکتر سعید و دکتر ثابتی هم مشورت کردم و گفتند باید درمان ادامه پیدا کند تا این عوارض رو به کاهش برود-از دکتر موسوی هم برای ادامه مصرف قطره های چشم سوال کردم که گفت تا ده روز باید ادامه یابد مصرف آن، خلاصه اوضاعی شده-آمین امروز تب کرد و تا شب...
و چهار قدمی نوروز و همچنان بیمار
-
تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 14:42
به نام خدامژده همسایه مان بیمه نامه بدنه ماشین را صادر وفرستاد که تشکر کردم و حق بیمه را فرستادم- مهران دوستم مراسم ختم خاله اش را فرستاد که اگر کمی حالم بهتر شود شرکت کنم- سهام احوال پرسم از طریق آرمان شد که تشکر کردم- خسرو توصیه هایی برای خلط ودرمان سریع تر داشت که بنا شد روی اینها که انجام میدهم ...
تشدید بیماری ام و دردهای آن و اطلاع از کرونای مجدد
-
تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 14:42
به نام خداتا صبح درد شدید گوش بسیار آزارم داد و دم صبح مزاحم خانواده نشدم وناچارا میدانستم موقع نماز مادرم بیدار است زنگ زدم وگفت گوشم را با کهنه داغ نگه دارم وبعد همسرم هم آمد انجام داد وبخور کمی به گوش داد ودود واین کارها؛ کمی بهبود یافتم؛ پیامکی به دکتر سعید ودکتر ثابتی هم گفتم که دکتر سعید گفت ا...
در هفت قدمی نوروز
-
تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 15:58
به نام خداتولد رضا پسرعمویم را تبریک گفتم وبه بستگان دیگر هم اطلاع دادم وتولد نواسیری را وهمچنین تولد علی ذرتی همسایه ی مان را؛ با اینکه حالم مساعد نیست اما در ذهنم بود که پیامک را بفرستم در اولین دقیقه شروع روز بعنوان اولین نفر؛ برای عزیزانم خیلی مهم است این توجه- شنیدم برادر عبادی فوت کرد؛ اخیرا ب...