خرید بک لینک


به نام خدا
احوال پرس علی شدم و با آمین هم تصویری صحبت کرد- دکتر حسین احوال پرسی کرد وگفت میخواد برای من دارو بفرستد گیاهی برای سرفه وبنا شد با امید هماهنگ کند- عمران آمد سری زد و برایش تعدیل اقساط رسیده بود که ماهی ۱۰ میلیون تومان شده ووقت رسیدگی دادگاه حقوقی هم برای ماه بعد معین شد وبا او هم سری به حاج محمد قصاب زدیم واز مغازه مجاور او هم داروی گیاهی گرفتم؛ اورا مرد خوب ومنصفی یافتم ومقداری ماهی وگوشت هم خریدم؛ من از کیفیت گوشت چیزی سر در نمی آورم اما خانواده وعمران هم بسیار از کیفیت آن تعریف کردند- همسر ملکوتی هم تماس واحوال پرسی کرد؛ از احوال پرسی اش تشکر کردم- مازیار هم پیام داد واحوال پرسی کرد- خسروهم همچنین احوال پرس بود- امید گفت مصاحبه رفته واز مصاحبه برای محل کار جدید راضی بود- آمین آمد کمی با او سرگرم بودیم و آرمان هم کمی عوارض تب ولرز دارد وخدا کند باز کرونا نباشد- شهرام از روند درمان رضا گفت وتاکید کرد حسین برادر همسرم هم رفته سر زده که تشکر کردم- سجاد دوستم هم در مورد باج گیری در بازار گفت ومشورت کرد- همسر بابک همسایه مان از سرقت گوشی بابک در ایام عید وهمچنین خواهر زاده اش گفت- تاجری هم احوال پرسی واز کارهای محرم دوست مشترکمان ودکه ای که در تجریش باز کرده گفت- ناعم برای رمز ارزها مشورت کرد که گفتم وارد آن نشود ربسک بالایی دارد- ایمانِ نورالدین هم از فوت یک بستنی فروش قدیمی در باغ شیخ اهواز گفت که من نمیشناختم البته؛ روحش شاد.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 25 فروردين 1402 ساعت: 3:43

صفحه بندی