به نام خداسیاوش از پیگیری هایش گفت که تا الان نتیجه ای نداشته- محمد پسر عمویم احوال پرسی کرد وتشکر کردم از لطف او- کسی که پیگیر ملک مادرم است والبته ادعا زیاد دارد پیام داد که پیگیر است وتشکر کردم- آزما چند بار تماس گرفت که نتوانستم جواب دهم به دخترش پیام دادم که پاسخی نداد- عبادتی گفت گوشی اش را سرقت کرده بودند متاثر شدم- روز بیمه را به فعالان این صنعت که شماره ای از آنها داشتم تبریک گفتم- حاذقی سوالاتی حقوقی طرح کرده بود مشورت کرد و کتاب هایی را هم که خریده بود پست کرده که تشکر کردم- زی زی احوال پرسی کرد وتشکر کردم از لطف او- کفولی شمال بوده و رسیده بود اینجا وبعد رفت اهواز و اطلاع داد و وقت نشد زیارتش کنیم- یکی از دوستان برای دادنامه تجدید نظر دیوان عدالت برای برادر خانمش مشورت کرد و ادعا دارد که شعبه تجدید نظر اصولا توجه به مفاد دفاعیه او و رای بدوی نکرده اند- خسرو بهتر بود واحوالش را پرسیدم- ساعتی هم تماس گرفتم ونامه هایم به وزیر و رونوشت ها را پیگیری کردم و ارجاعات را وامیدوارم پاسخی بدهند- سری به ابوذر زدم برای سلمانی والیاس هم از صبح رسیده بود که آمد واو را پس از مدتها دید وخوشحال شد وبعد سری به داروغه هم زدیم وکمی گفت وگپ کردیم وکلی خاطرات تلخ وشیرین زنده شد، به همسرش و دخترش گفتم قدر او را بدانند بسیار مقاوم و زجر کشید وخود آنها بیشتر وبعد الیاس را بردم جایی که از کوچکی تمایل داشته برود واخیرا پیدا کردم وآن مکان دفن کسروی و حدادپور است و کلی ذوق کرد و بهم ریخت ودیدن صحنه ای که به آرزوی خود رسیده بود کلی مرا خوشحال کرد؛ در طول عمرم این صحنه ها را که خیلی ها را به آرزویشان رسانده ام دیده ام و ذوق کرده ام- همسر حیدر پور گفت برنامه دیدارشان لغو وبه بعد موکول شده- از محمد جعفر برای کمک و راهنمایی حیدری و علیرضا تشکر کردم.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور