به نام خداامین اجرای احکام رفته و محکومیت مالی مربوط به او برای محسن به زندان ابلاغ شد، ماه هاست وقت نکرده بود برود، امید هم وقت گرفته که برود و محکومیت مربوط به خودش به زندان ابلاغ شود؛ او بسیار از لحاظ روحی آسیب دید محسن در دوران عقد او پولهایش را گرفته بود ومکرربا پیام های واهی او را امیدوار میکرد و پدرش هم به او دروغ گفت و امید هم خجالت می کشید به من بگوید قربانی اعتماد نابجا به محسن شده تا مجبور شد و کمکش کردم این کارها از ضربه پولی بسیار بالاتر است-مواردی از وکیل این خانواده مستند شد که ایران خواست به او اظهارنامه بدهد وبعد به دادستان انتظامی کانون وکلا ودادگاه گزارش دهد که گفتم کمی تامل کند عالی است این یافته ها اما ما دشمن وکیل نیستیم احتمالا باید ابتدا فرض را بر این بگذاریم که فریب آنها را خورده است- یکی از دوستان اطلاع داد محمد برای حساب کاربری خودش که وکیل محترم او در دادگاه تلاش داشت انتساب آن به او را انکار کند مجددا تیک آبی ورسمی گرفته گفتم عالی است وخدا کند این خانواده بیشتر مستاصل شوند و بهم ریخته دوباره شروع کنند به توهین وافترا و هتک حرمت که هیچ از اینها بعید نیست، امروز البته دیدم پرونده با تکمیل تحقیقات ورفع نقص به دادگاه رسیده است وباید دید چه رایی صادر خواهد شد؟- همسرم لایحه ای از اقدامات محسن برای دادخواست واهی به دادگاه فرستاد و من هم نتیجه رای دادگاه کارکنان دولت برای فرار مالیاتی را برای استحضار دادگاه با ارسال لایحه ای فرستادم تا در پرونده باشد- عمران آمد سری زد و دنبال کارهایش هست- حسین دنبال کارهای درمان خودش بود که برای دندان پزشکی به فردا موکول شد- یکی از شکات پرونده تماس واز روند پرونده پرسید- فرورین را پس از سالها یافتم وتلفنی احوال پرسی کردم خیلی خوشحال شد- سروش پیگیر کارهای سربازی اش بود وسوال و اطلاع داد- دختر سعید دوستم اطلاع داد که او از بیمارستان مرخص شده آرزوی شفای عاجل دارم- کاکرودی که مدتی قبل در مورد فرزندش مشورت کرده بود اطلاع داد در دادگاه تجدیدنظر صنفی تبرئه شده وخیلی خیلی خوشحال شدم- تولد لشنی را تبریک گفتم خوشحال شد- امین ذرتی از شیرینی های معروف دانمارکی گفت که اصلا آنجا که هست نمی بیند- زیبایی از درمان خود گفت؛ این بنده خدا هم هربار نزد یکی میرود ودهان بین است و درمان ها را ناقص به درمان دیگری وصل میکند و پدر خودش را در آورده و متاثرم واقعا برایش- حاج حسین کربلا رفته وزیارت قبولی گفتم- رضایی در مورد ایراد ومشکلات برای پرداخت بدهی اش که برایش جلب صادر شده گفت- حاذقی رای دیوان عدالت اداری را فرستاد که دادخواست او را رد کرده- با احمد تلفنی صحبت کردیم وکلی از لایحه جدید محسن خندید وگفتم خدا شاهد است دوست ندارم او را در این وضع ببینم اما اینها خجالت هم سرشان نمیشود- شایق گفت موضوع درخواستش حل نشده هنوز- جعفر همسایه مان از عدم پاسخ به او گفت و مراتب را به بازرسی کل کشور فرستادم- یکی از دوستان بسیار ناامید از مشکلات و وعده وعیدهای خود گفت و گفت دارد غرق میشود، باید امیدوار باشد ببینم چه باید کرد؟- فیلم سهم کیک من را در ماهواره از نیمه آن بنظرم بود؛ پخش میکرد واتفاقی دیدم جالب اما پایان آن تلخ بود.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور