به نام خدافخرالدین با نگرانی در مورد کارش وتماسی که با او گرفته شده مشورت کرد گفتم باید صبور باشد وتامل کند تا تکلیف او روشن شود ولی این تماس و ملاقات آتی با تعریفی که خودت میکنی بعید است مشکل ساز باشد- شهرام اطلاع داد که افضلی دوستشان در باشگاه بوده و همزمان سکته مغزی و قلبی کرده و امروز فوت کرده؛ متاثر شدم او را ندیده بودم اما وصف وی را از اشرفی ها ودوستان دیگر شنیده بودم- یکی از دوستان پیگیر حل مشکل ویلچر برای یکی از بستگانش بود که به یکی از دوستان گفتم- به شهریار پسر حاج باقر برای نحوه درخواست عفو برای اضافه خدمت و نامه نوشتن به فرمانده نیرو راهنمایی کردم- پیگیر کار نجفی شدم که برای پسرش گفته بود اما طبق معمول کار را نیمه رها کرده ودنبال نکرده بود وگفت ایران نیست تا برگردد- روز مادران وهمسران شهدا را که مقارن با سالروز فوت ام البنین است به عزیزانی که میشناختم پیام داده و گرامی داشتم- احمدیان گفت شماره را دیده که یکی از دوستان مشترک آگهی کرده است از توجه او تشکر کردم- ساعاتی از وقت من امروز به پیگیری نامه های خودم گذشت که غالباَ ارجاع خورده ولی هنوز نتیجه نهایی نداشت و نامه های الیاس را هم پیگیری کردم وخودش هم رفته بود به محیط زیست و نامه داده بوده بود که بسیار خسته شده و راه را هم بلد نبود وناراحت وپشیمان شده بود؛ عصر آمد وکمی هم از عدم مشورت با او دعوا کردم وملاحظات و رودربایستی که دارد و با او آمین را هم نزد بهنام بردیم و اصلاح موی سر و شعر هم میخواند برای بهنام و بعد هم هایپر مارکت دیجی کالا افتتاحیه داشت رفتیم خوب بود وخرید هم کردیم وکارت قرعه کشی هم پرکردیم شاید آیفون بدهند!!؛ قبلا هم آنجا هایپر بود که گویا دیجی کالا آن را خریده است- با اشفعی احوال پرسی ومشورت کردم وعمران هم حالش مساعد نبود وسرما خورده احوال پرسی کردم.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور