به نام خداخسرو صبح بیمارستان رفت و عصر هم صحبت کردم شکر خدا خوب بود و گفت بهتر است- دادگاه کارکنان دولت رفتم و پرونده رسیدگی به اعتراض من در مورد مالیاتی که تازه به شعبه رسیده بود را سریع انشای رای کرده و تایید کرده بودند؛ خوشحال شدم که تکلیف پیگیری قضایی از این بخش از من ساقط شد و دیگر خود دانند و به من هم سیستمی ابلاغ شد اما عصر مطلع شدم بازرسی کل کشور در دومورد دستور بازرسی موردی داده و یکی همان موضوعی است که ایران دنبال میکند برای انحلال یک شرکت- دارایی هم رفتم و سوابق را مطالعه کردم تقریبا اکثر آنها را در پرونده دیده بودم وموارد دیگری هم بود که نقد آنها را نوشتم وتقدیم مسئول مربوطه کردم تا اگر صلاح دیدند پیگیری کنند- دادسرا رفتم تا ببینم پاسخ جدیدی واصل نشده و متوجه شدم دو پرونده شکایت از محسن و خانواده اش که در آن دادسرا والبته بعد از پرونده ما تشکیل شده با صدور قرار عدم صلاحیت به مرکز استان دیگری رفته وتعجب کردم وبعد هم البته خوشحال شدم زیرا اگر به شعبه ای برود که شکایت حسین آنجاست اثبات دیگری بر حقانیت اوست- حسین هم از دکتر برای آزمایشات برگشته و نیازمند مشاوره برای دندان پزشک وگوارش و گوش وحلق وبینی بود که راهنمایی کردم وقت بگیرد- اشفعی مشورت کرد- شایق از پیگیری هایش گفت که فعلا نتیجه نداشته- امین اطلاع داد که پیگیر کار قضایی اش بوده وبه فردا موکول شده اگر بتواند برود ونهایی کند- رای دادگاه دادخواست محسن علیه همسرم ابلاغ شد که به لایحه ایشان توجه کرده که او سمتی برای دادخواست ندارد و باید شرکت دادخواست بدهد وادعای خود را اثبات کند و قرار رد دادخواست داده و امیدوارم شرکت شان دادخواست بدهد اما در همین حد هم احراز سو نیت محسن عالی بود که از همسرم خواستم به دادگاه منعکس کند- مجید دوست جوانم از بازرسی اداره کار طبق رای دیوان عدالت گفت- دختر سعید اطلاع داد که او در بیمارستان بستری است نمیدانستم وعجیب نیست البته کارهای او ودوست ندارد کسی مطلع شود وآرزوی شفای عاجل دارم- با عمران هم صحبت کردم شکر خدا بهتر بود- در دادسرا کسی را اتفاقی دیدم که ساجدی از او تعریف میکرد و کارشناس بود در مورد ساجدی هم صحبت شد- منصوری از پیام آگاهی برای یافتن اموال گفت وگفتم برود حضوری دنبال کند.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور