به نام خدامسلم از کربلا و بین الحرمین فیلم وعکس فرستاد که نماز تحیت وحاجت هم به نیابت خوانده؛ حاجت روایی گفتم- اریک پیام داد و احوال پرسی کرد تشکر کردم از او- حاج رضا هم مشهد بود و زیارت قبولی گفتم- زیبایی از تشدید بیماری خود و عدم مراقبت ودرمان خود گفت ومتاثر شدم که کاش آن موقع توجه میکرد به توصیه ام برای درمان نزد متخصص وآرزوی شفای عاجل دارم- مژده همسایه مان مجددا پیگیر انتقال شوهرش بود به تهران ودنبال پیدا کردن راهی بود- قریشی برای دخترش نامه توصیه گرفته و امیدوارم به نتیجه برسد- احمد نامه اش را گفت گرفته و امیدوارم بالاخره تکمیل شود این پیگیری هایش- یاد ملکوتی افتادم وپیام دادم واحوال پرسی کردم خوشحال شد خیلی- عمران آمد نهار هم ماند؛ خیلی بهم ریخته بود والبته روحیه اش بهتر شد وبعد هم با سروش که کتاب ملک رفته بودیم در مرکز خرید ولنجک آمد وبعد هم راسته کتابفروشان هفت تیر را دیدیم ومن هم جلد دوم خاطرات جواد منصوری را خریدم وبعد سری به آمین زدیم واو هم عمران را پس از چند روز دیده بود خوشحال شد- با سروش وخواهرم وآمین خانه برادرم سری زدیم وخوشحال شد- تولد بابک همسایه مان را تبریک گفتم وآرزوی سلامتی برایش دارم- روند پرونده های مادر وپدر را دیدم تغییری نداشتند- امروز پیامک آمد که دادخواست من به شعبه دادگاه ارجاع شده؛ تعجب کردم رفته بودم حضوری با اینکه چند روز بود دادخواست داده بودم اما ارجاع نشده و گفته بودند چند روز دیگر ارجاع میشود؛ با وکلا مشورت کردم برای اقدام بعدی؛ دیروز به همسرم گفتم به مادر محسن پیام دهد که من راضی نیستم اقدام قضایی کنم و بیایند صحبت کنند وهر کمکی هم از دستم برآید کمک کنم اما پاسخی هم به او نداده اند و امروز هم امین نشانم داد محمد در ادامه مطالبی که ارسا
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور
تاريخ: يکشنبه
28 مرداد
1403 ساعت: 16:04