پنجمین روز مرداد خاطره انگیز
-
تاریخ: 1403/5/12 ساعت: 18:47
به نام خداامروز یاد ۳۳ سال پیش افتادم و چه روزی بود و امروز هم و خدا را شاکرم- فاضل سایت خودش برای فروش آن لاین محصولاتش را فرستاد جالب بود؛ برایش برکات بسیار آرزو دارم- ایمان گفت سوم مرداد تولد مادرش بوده ومن یادم نبوده وبسیار شرمنده شدم و عذر خواهی کردم وتهران هم بود خاله و شوهرش برای سال سید محمد...
در ششمین روز مرداد گرم
-
تاریخ: 1403/5/12 ساعت: 18:47
به نام خداتولد یکی از دوستان را تبریک گفته بودم تشکر کرد و کمی هم گلایه کرد از گذشته وپیام گذاشته بود- تولد امیر علی را هم تبریک گفتم وخودش وخانواده شان خیلی خوشحال بودند و تولد قمر هم کلاسی و همسایه قدیمی را هم تبریک گفتم که تشکر کرد- امید اطلاع داد که شرکت محل کارش رفته ودایی را هم دیده اما چیزی ن...
بعد از عاشورای امسال
-
تاریخ: 1403/5/2 ساعت: 13:52
به نام خدارفتم سری به بابک بزنم نبود و گفتند شوشتر بوده ومحملی و امیری را دیدم و خوشحال شدم از دیدنشان و جالب بود نمیدانستم یک کارگردان معروف تاتر هم پسرخاله آنهاست- تولد مسلم را تبریک گفتم وخوشحال شد-جعفر همسایه مان آمد وسری زد و برای پرونده اش هم مشورت کرد- فتح نیا مشورت کرد برای خرید وفروش خودرو ...
در سه قدمی مرداد ماه
-
تاریخ: 1403/5/2 ساعت: 13:52
به نام خداتولد یکی از دوستان را تبریک گفتم وخیلی خوشحال شد که یادم بوده- قرار بود برای برگشتن مادرم هم با ما برگردد که بالاخره هماهنگ نشد وگفت نمی آیم- شهرام با طی مسافت زیادی آمد وسری زد واز دیدنش خوشحال شدم به همراه او سری هم به همسرمرحوم استاد حسن زدیم ومژده دخترش هم بود از دیدنش خوشحال شدم که سا...
در دو قدمی مرداد ماه
-
تاریخ: 1403/5/2 ساعت: 13:52
به نام خداتولد ریحانه را تبریک گفتم وآرزوی سلامتی برایش دارم- دم ظهر حرکت کردیم برای بازگشت وترافیک شدید در مسیر ودیدن انبوهی از تصادف ها بسیار خسته ام کرد در یک شهر کوچک از یکی از دوستان که قبلا خرید کرده بودم مقداری خشکبار خریدیم ونهار هم آنجا بودیم خوب بود؛ احوال احسان را هم پرسیدم که آنجا بود در...
نگرانی همسرم و بچه ها از تهدیدها
-
تاریخ: 1403/4/21 ساعت: 22:37
به نام خداامروز چند ساعت وقت همسرم وبچه ها برای کارهای انتقال سیم کارت ها و سپس تسویه گذشت و مکرر هم تماس داشتیم تا به نتیجه برسد که با یک ایراد شکلی مواجه شدیم وپس از مشورت با وکلا به وحدتی رسیدیم تا ضمن کارهای حقوقی دیگر عمل شود وامیدوارم که مشکل دیگری نباشد- همسرم از ادامه تهدید های حسن گفت وتازه...
ادامه این موج نگرانی خانواده در سکوت
-
تاریخ: 1403/4/21 ساعت: 22:37
به نام خداشهره پیگیری کاری شدکه تشکر کردم از پیگیری و وقتی که گذاشت برای من- سحر حسن به خواهرش پیام داده که برود نزد او و او هم ظهر با امین رفت والبته تنها در شرکت رفته و او تلاش کرده خواهرش را قسم دهد آیا با من همدست هست یا نه؟!!!! و اوهم مرعوب حرفها وتهدیدهای او نشده وروی میز زده و از شرکت خارج شد...
در ده قدمی مرداد گرم
-
تاریخ: 1403/4/21 ساعت: 22:37
به نام خداپیرو مذاکره دیروز با وکیل محترم امروز همسرم به وکیل وکالت داد و او هم اظهارنامه ای رسمی ومستوفا برای حسن ورونوشت برای محسن فرستاد که یا بیایید صحبت کنید یا اگر مشکلی دارید به دادسرا شکایت ببرید وتهدید کردن نتیجه اش این است که اگر هر اتفاقی افتاد برای این خانواده وپاپوش درست شد وحتی قتل و س...
در دو قدمی تیرماه
-
تاریخ: 1403/4/8 ساعت: 13:22
به نام خداجعفر برای هزینه حق الوکاله ساکی مشورت کرد واو هم؛ گفتم دخالتی در مورد مالی نمی کنم- سال پدر مرحوم یاسی و فرهاد و فریده است به آنها پیام دادم؛ خوشحال شدند؛ روحش شاد- امین اطلاع داد که کلاه ایمنی موتورسیکلت خریده خوشحال شدم که توجه کرده وکارت موتور هم آمده که گفتم برای بیمه بدنه انجام دهد فو...
خرداد هم پایان یافت
-
تاریخ: 1403/4/8 ساعت: 13:22
به نام خداآمین آمده بود و چون شهرام رفته بود پشت بام تا کباب درست کند بهانه می کرد برود برود بالا و به آرمان گفتم بیاید اورا ببرد چون مناظره های انتخاباتی را می دیدم ونمی توانستم ببرم و نیامد بسیار ناراحت شدم از این رفتار؛ ساعاتی هم مناظره ادامه داشت که آن را دیدم- شهرام نزد دکتر میعاد رفت ومعاینه ش...
دیدار دوستان با شروع تابستان
-
تاریخ: 1403/4/8 ساعت: 13:22
به نام خداعیادت امینی رفتم بیمارستان واز پشت شیشه آی سیو او را دیدم و تلفنی هم صحبت کردم خیلی خوشحال شد؛ آرزوی شفای عاجل دارم؛ همسرشان گفت حالش اصلا خوب نیست وریه اش عفونت کرده؛ دلم بسیار برایش سوخت- سری به احمدی هم زدم و اجناس جدید آورده بود اما مورد پسندم نبود- سری به جعفری زدم وخیلی خوشحال شد؛ عم...
تابستان در پنج قدمی
-
تاریخ: 1403/3/30 ساعت: 4:01
به نام خداحسین تماس ودر مورد ملک مادری ام را که دیده بود مشورت کرد وقرار شد با سازنده وفروشنده هم صحبت کند- با میرصادقی برای کارهای گوشی مشورت کردم واز لطف او تشکر کردم- تورج برای پیدا کردن شغل برای دونفر اعلام نیاز کرد وگفتم اگر پیدا کردم اطلاع میدهم- حسن تماس و در مورد اوضاع خودش وآنجا گفت-شکوه گف...
شب عرفه ی امسال و خبر خوش
-
تاریخ: 1403/3/30 ساعت: 4:01
به نام خدادر شب عرفه آرزوی استجابت دعا برای همه مسلمانان و خودم را دارم- تولد رضا داماد حسین را تبریک گفتم بسیار خوشحال شد- شهرام اطلاع داد برای کارهای پزشکی اش سوار اتوبوس شده و در حال آمدن است- همسرم ماشین خودش را نزد تعمیرکاری برده که من هم نمیشناسم وبا استاد محسن و فرهاد هم مشورت کردم گفتند مشکل...
شب عید سعید قربان
-
تاریخ: 1403/3/30 ساعت: 4:01
به نام خدادر شب عید سعید قربان هم برای همه مسلمین آرزوی موفقیت و سلامتی و توفیق بندگی دارم- شهرام آمد و عصر هم با من آمد برای سرویس موتور که نزد دوست امین بردیم و بعد ماشین را هم که دقت در کیلومتر نکرده بودم و روغن قدری طول کشیده بود و سرویس انجام شد - شب با همسر برای خرید از هایپر و لبنیاتی رفتم-آم...
تیرگی هست و کورسوی چراغ؟
-
تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 19:21
به نام خدا نتایج نامزدهای نهایی ریاست جمهوری اعلام شد و عجایبی داشت؛ امید است که آنچه موجب رضای الهی و مصلحت همه ما شهروندان است جاری شود- موتور را که برای تعمیر به استاد محسن داده بودم رفتم گرفتم وخوب درست کرده تشکر کردم- محسن هم طبق معمول که برنامه های صحیحی ندارد اطلاع داد نتوانسته مشکلات را حل ک...
کورسوها در پیرامون خود
-
تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 19:21
به نام خداسری به فروشگاه استوری زدم که مدتی پیش رفته بودم و جالب بود؛ فروشنده هم خوشحال شد که دوباره سری زده ام برای آمین هم محیط آنجا جالب بود- برای رفتن به امامزاده صالح رفتیم که آمین در وسط راه خوابش برد با موتور بودیم وبعد هم میخواستم زیر زمین مقبره ها هم بروم نشد وگفتند صبح وظهرها میشود رفت ویک...
تجربیات جدید
-
تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 19:21
به نام خداعباس در مورد شکایت جدید از دوستش مشورت کرد وگفت امین آمده بوده عرق نعناع و آبلیمو خریده احوال پرسی کرده وخوشحال بود- امید نشانی یک رستوران را داد که یخ وسرد است وباید یک سری بزنم ودیروز هم که شهرام آدرس یک اقامتگاه حوالی تهران را داد که در تابستان هم سرد است وباید یک سری بزنم جالب بود- پرو...
نیمه خرداد امسال
-
تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 19:49
به نام خدااز رضا داماد حسین سوال کردم بالاخره برای کار خودش و مشکلی که در اداره داشت چه کرد؟ گفت نامه نوشته و پاسخی نداده اند وجالب اینکه هیچ اطلاعی هم نداده به من این روند را؛ خوب طبق معمول چه بگویم؟- داروغه احوال پرسی وپیام داد و سوالی انتخاباتی داشت که من هم نمیدانستم جز همان که در رسانه ها خواند...
روز امین
-
تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 19:49
به نام خداشرجی از افزایش قبلی دیه پسرش گفت که گفتم چون قطعیت حکم به سال جدید رسیده شامل دیه جدید است وبخشنامه را هم برایش فرستادم- امین اطلاع داد که امتحان گواهینامه موتور رفته و قبول شده است خیلی خوشحال شدم ؛ یکی از دل نگرانی های من رفع شد برای موتور سواری او و اگر کلاه هم بخرد واستفاده کند نگرانی ...
عصر آمین
-
تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 19:49
به نام خداآمین را با مادرش وبا موتور پارک مجاور استانداری و وزارت راه وشهرسازی بردم تا الان نرفته بودم جالب بود وخیلی هم تمیز ومغازه های گوناگون جالب تر- احوال پرس علیرضا شدم واز فعال نشدن بسته اینترنت خودش گفت؛ گفتم به پشتیبانی اپراتور تماس بگیرد- واعظ احوال پرسی وبرای بلیط قطار برای آشنایانشان گفت...