به نام خدا
1 را با مادرش وبا موتور پارک مجاور استانداری و وزارت راه وشهرسازی بردم تا الان نرفته بودم جالب بود وخیلی هم تمیز ومغازه های گوناگون جالب تر- احوال پرس علیرضا شدم واز فعال نشدن بسته اینترنت خودش گفت؛ گفتم به پشتیبانی اپراتور تماس بگیرد- واعظ احوال پرسی وبرای بلیط قطار برای آشنایانشان گفت که به مقصد نزدیک پیدا شد ولی نخواستند وگفتند که با اتوبوس میروند- ابوالفضل اطلاع داد که در امتحان گواهینامه پذیرفته شده خیلی خوشحال شدم وتبریک گفتم؛ دیروز دو گواهینامه موفق داشته ایم امین وابوالفضل- شهیدی اطلاع داد مرخصی آمده وپدرش عمل کرده بیمارستان است وبا یک دوست هم صحبت کردم گفت برگردد سرموقع تا دنبال کنم؛ شهیدی نگران دوران نقاهت پدرش بود- الی احوال پرسی کرد وپیام داد- سعید زنگ زد ونگران من بود که ناشی از تماس زن عمویم بوده که خبری از من نداشته- برای شیر بچه مجددا پیام دادم که نرسیده وپاسخی ندادند- ابول گفت به وکیل پیام داده برای مشکل خانوادگی خودش - سهام تماس واز بیماری زن برادرش گفت و سیر درمان در اینجا ونگرانی های خانواده اش؛ متاثر شدم- محسن پیام داد که شنبه احتمالا امکان تادیه بدهی هایش را ندارد و چند روز دیگر طول میکشد- شرجی از تلاش برای تامین مابه التفاوت دیه پسرش گفت که افزایش داشته است- ایمان نورالدین هم از بررسی و رسیدگی به شکایت خودش در سامانه ۱۹۵ ورسیدن بسته پستی بدستش گفت وتشکر کرد از راهنمایی- یاسان از کم شدن امتیازهایش برای وام بلو بانک گفت- به شکوه توصیه کردم اگر شد نامه جعفر را دستی به ریاست جمهوری تحویل دهد تا باز گم نشود.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور