به نام خدا
تولد یکی از دوستان را تبریک گفته بودم تشکر کرد و کمی هم گلایه کرد از گذشته وپیام گذاشته بود- تولد امیر علی را هم تبریک گفتم وخودش وخانواده شان خیلی خوشحال بودند و تولد قمر هم کلاسی و همسایه قدیمی را هم تبریک گفتم که تشکر کرد- امید اطلاع داد که شرکت محل کارش رفته ودایی را هم دیده اما چیزی نگفته اند وقرار داد قبلی امضا کرده وقرار است تسویه کنند اما بعید است و برای بیمه هم گفته اند درست میکنند سابقه را ودر مورد مطالبات خودش هم مشورت کرد- خواهرها بازار بزرگ رفته بودند وخیلی هم دیر رفته بودند ودیدن موزه گلستان هم رفته بودند؛ نشد بروم با آنها وگرما هم- خواهر زاده رحیمی زاده تماس واز اعتراض به نتیجه پذیرش خود گفت- خاله مهین تماس و برای اینکه نشده بروم دیشب برای فاتحه سید محمد گفت و خاله دیگر هم آمده وبیرون بود نبود تا با او صحبت کنم- دیراوی تماس وبالاخره پیگیری های متعدد او به نتیجه رسید برای اخذ مجوز یکی از دوستانش برای پیکر او به عراق وشب برگشته بود نشد اورا ببینم- یاسان گفت دانشگاه رفته وبرای پیگیری موضوع خودش گفته اند این یکی دوروز تعطیل است از بی توجهی شان ناراحت بود؛ حق دارد- مدارک سروش هم رسیده و به گالری تحویل داده اند وامیدوارم مورد تایید واقع شود- سری به ابوذر زدم برای اصلاح موی سر خودش بود و چند بار رفته بودم خودش نبود پیش از این-علیرضا فیلمی از پدرم که مادرم درحال کمک به او وپرستاری فرستاد از او ومادرش تشکر کردم و الطاف مادرم هم- خسرو احوال پرسی کرد و تشکرکردم از او؛ چند روزی بود بازهم بیمار بوده- علیان هم احوال پرسی کرد و چند روزی بود خبری از او نداشتم- نگار هم گفت مشکل ثبت مقاله اش هنوز حل نشده است- سعید هم احوال پرسی و تشکر کردم از لطف او.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور