به نام خدا
شهره پیگیری کاری شدکه تشکر کردم از پیگیری و وقتی که گذاشت برای من- سحر حسن به خواهرش پیام داده که برود نزد او و او هم ظهر با امین رفت والبته تنها در شرکت رفته و او تلاش کرده خواهرش را قسم دهد آیا با من همدست هست یا نه؟!!!! و اوهم مرعوب حرفها وتهدیدهای او نشده وروی میز زده و از شرکت خارج شده است؛ عجیب است این رفتارهایش که تلاش میکند به سبک خود با تهدید آن هم غیر مستقیم اوضاع را مدیریت کند؛ با وکیل مشورت کردم که حداقل اگر رفتار خلاف قانون احتمالی نسبت به خانواده ما ایجاد شد مشخص شود منشا آن کجاست؟ نگرانی بچه ها وهمسرم آزارم میدهند که احساس عذاب وجدان میکنند نسبت به لطفی که به محسن کرده ایم- سری به خسروخان وپسرش زدم پس از مدتها وخیلی خوشحال شدیم وبعد در موردپسر پرویز خان ونحوه فوت او گفت بسیار متاثرم کرد؛ خدانکند هیچ مادر وپدری داغ فرزند ببینند- سری به گالری هم زدم که شاهین گفته بود آثار همسرش را به نمایش میگذارند؛ جالب بود واو هم تعجب کرده بود که با شوهرش دوست هستم واصرار داشت از کجا با او آشنا شده ام؟-از ایران کارت زنگ زدند برای آوردن کارت جدیدم وآدرس گرفتند- حسین وعمران هم جداگانه تماس ونگران این قضیه بودند- دکتر سعید تماس وجویای وضعیت قند خون و بهبود سلامتی من بود؛ برایش آزمایش گرفتم وگفتم، راضی بود- حضوری با صاحب خانه صحبت کردم و قیمتی که برای امسال گفته بود بسیار بالاست وبنا شد مشورت بیشتری کند که اگر نمیشود راهی برای خانه جدید پیدا شود- امین گفت در خیابان شخصی را دیده که فکر کرده نسرین است اما از نسرین پرسیدم گفت نه واگر با خانواده ویا تنها بیاید اطلاع میدهد؛ تشابه بوده- بالاخره فروشنده شیرخشک های آمین اطلاع داد شیرها را پست کرده وامیدوارم زودتر برسد- ایمان تشکر مریم را فرستاد برای تولدش و به خانواده هم اطلاع دادم برای سالروز تولدش- تولد جفری را هم تبریک گفتم وخیلی خوشحال شد که یادم بوده- وکیل برای موضوعی مشورت کرد برای عدم احراز شهادت شخصی سرباز بوده گویا بنظرم آمد مراتب را به دفتر فرمانده کل قوا منعکس کند وتشکر کرد- حمید همسایه مان گفت بالاخره دکتر وقت داده برای عمل برادرش وآرزوی شفای عاجل دارم برایش.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور