خرید بک لینک


به نام خدا
آمین آمده بود و چون شهرام رفته بود پشت بام تا کباب درست کند بهانه می کرد برود برود بالا و به آرمان گفتم بیاید اورا ببرد چون مناظره های انتخاباتی را می دیدم ونمی توانستم ببرم و نیامد بسیار ناراحت شدم از این رفتار؛ ساعاتی هم مناظره ادامه داشت که آن را دیدم- شهرام نزد دکتر میعاد رفت ومعاینه شد و تجویز کرده بود و راضی بود- حسن دادخواست تعدیل اقساط را فرستاد که مشورت کند و خوب بود- سالروز درگذشت مادر ملکی را تسلیت گفتم و یادش را گرامی میدارم و خوشحال شد- تولد کمش را تبریک گفتم خیلی خوشحال شد بخصوص اینکه گفت پیش دوستانش بوده و حرف من بوده؛ وحید هم به او تبریک گفته بود خرسند شد- امید در مورد اینکه با مادر دختر صحبت کرده گفت واینکه من بیشتر تحویل بگیرم و...؛ گفتم نگران نباشد- جعفر گفت با ساکی برای حق الوکاله مشورت کرده وتوافق شده- از محسن برای تسویه و فک سیم کارت سوال کردم که گفت تا ده روز دیگر حل میشود؛ امیدوارم که درست باشد و سر وعده عمل کند- اقلام مورد نیاز موتور را بالاخره از شرکت پیدا کردم وپیش فاکتور فرستادند که بنا شد اول هفته بروم و بگیرم- به امین هم برای بیمه بدنه موتورش مجددا تاکید کردم.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 13:22

صفحه بندی