پنجشنبه و جمعه ایی اسفند ماهی
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 5:50
به نام خدامدتی بود تمایل داشتم سری به آقای روستا بزنم ودیروز عصر این فرصت حاصل وبا بچه ها هم دیدن اوخانواده اش رفتیم؛خوش گذشت وسالیانی هم بود که آن منطقه را ندیده بودم وامیدهم که درآن حوالی درس میخوان
دنیاهایی متفاوت
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 5:50
به نام خداخانم مهندس اطلاع داد که برای پیگیری اختلافات خودش با شریک سابقشان به محکمه رفته وامیدوارم حل شود-بچه ها به من زنگ زده وگفتند ظاهرا" اریک دچارمشکل مجدد شده وخبری ازاو نیست؛خودم هم متعجب شدم ز
کوثر عدالت
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 5:50
به نام خداامروز ولادت باسعادت حضرت زهرا-سلام الله علیها-است که درکشورما روز زن هم نام گذاری شده؛این عید را تبریک میگویم وهمچنین پاسداشت وتکریم مادران وعموم زنان است که به مادر وخانواده ام تبریک میگویم
مادر و سلامت
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 5:50
به نام خدادَم دَمای صبح خواب بیماری مادر را می دیدم وحال خوبی نداشتم دم ظهر به آرمان گفتم زنگ بزند حالی بپرسد ومطلع شدم مادرم بیمارودربیمارستان بستری است ومعلوم شد نگرانی ام درست بوده وهمان حوالی حالش
کوچه های پرخاطره
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 5:50
به نام خدارفتم وبازار بزرگ ایران را دیدم که بخش کوچکی از آن را تازه افتتاح کرده است تا شاید قدری ازحرف وحدیث هارا کمتروفعالیتی را آغازکنند؛پروژه بسیارعظیمی بود واز نحوه ساخت واصول مهندسی حاکم برآن ورو
این روزهای آفتاب وبارانی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خداایرج دایی محمود تماس گرفت واطلاع داد آمده وباید فرصتی کنم ایشان را ببینم-حسین پیگیرکارهای درمانی است وگفت آخرهفته برمیگردد؛یکی ازدوستانش که دچارمشکل کاری شده وطلب هایی داشت هم پیگیرکارهایش ب
تخته گاز
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدادم ظهر رفتم برای آزمایشاتی که سعید نوشته بود آزمایشات اول رادادم وبا تاخیری دوساعته برای غذا خوردن آزمایش بعدی هم انجام دادم وان شاالله خیراست؛فردا قراراست نتیجه را بدهند-برای دیدن دولتی ودو
پَر پرواز
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خداظهر میهمان یکی از منسوبین بودم واز پذیرایی وتوجه او متشکرم- دولتی اطلاع داد مدتی قبل خواهر آقای طوسی فوت کرده وبه ما نگفته ودیشب هم عمویشان فوت کرده است؛متاثرشدم وزنگ زدم تسلیت گفتم وبرایشان
امید و ارزوهای نزدیک
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خداروستا وتدین ودولتی وسهام واحسان نهار باهم بودیم وکلی خوش گذشت؛تجدید خاطره ای شد-آزمایشات را که دکترسعید گفته بودم گرفتم وبرایش فرستادم من حیث المجموع راضی بود ولی توصیه کرد قدری وزن کم کنم؛ا
عبرت
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدابا آرمان وامید وحسین رفتیم موزه عبرت را دیدن؛برای بچه هاوحسین تازگی خاصی داشت و آرمان هم تحت تاثیرواقع شده بود؛خودم خاطراتش تداعی شد و..؛نهار دعوت کردم وحسین هم مقداری البسه در۲مرکزخرید گرفت
بهار زمستانه
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدابعد مدتهای مدید ناصر دوست بسیار قدیمی ام را که آمده دیدم وبا امید وآرمان دعوت کردم به کافه رستورانی زیبا که اتفاقی دیدیم وکلی تجدید خاطره شد وخوشحال شدم ؛ازدوستان مشترک هم صحبت کردیم وتلفنی
ماییم که اصل شادی و غم ایم
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدامدارک بیمارستان حسین را برای بیمه که قراربود بروم بگیرم وفرصت نکرده بودم گرفتم ودیشب به ایشان رساندم وخانم واخوی اش هم برای دیدن وعیادت ازایشان بعدا" به من پیوستند-ظهر با هماهنگی قبلی برای ا
شریعت مهر
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدا دیروزمطلع شدم تامبوی وچندنفردیگراز اتباع خارجی منجمله ی همه سومالیایی ها مشمول عفوقرارگرفته ورهاشده وبه کشورشان میروند خوشحال شدم-ظهردیروز با حسین ودخترانش ودامادمحترمش که میهمان ما بودند و
شنبه ی سرد
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
به نام خدادیروز سرکارخانم شریعت رضوی همسر دکترشریعتی دارفانی را وداع گفت وموجب تاثرهمه علاقمندان به دکترشریعتی بزرگ شد؛اصولا درنوشته های شریعتی به گونه ای ازهمسروفرزندانش نوشته که همه با آنها احساس نز
آتش زاد؛گلرخ آزرمی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 22:34
29/بهمن ماه/97بسمه تعالیمن از کرانه ها نمی گذرم در دل آتشی/دستی/
روزی قدری سنگین
-
تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:53
به نام خداروز سنگین ,ی بود امروز؛پیام صابری عزیز را البته که در کیف انگلیسی درنقشی منفی که بازی کرد همیشه درذهنم بود ولی سرشار ازشوق واندیشه ووجهه ای مثبت وآقا؛ ناگهان فوت کرد؛دراین غم با سرکارخانم زیبا
تکریم مودت
-
تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:53
به نام خداپیگیر بعض کارهای پدر شدم درروند کارهای ایشان با بزرگواران خوبی آشناشدم واین فرصت مغتنم خوبی بود ؛برای مشورت با وساطت دوستی نزد یکی از وکلای جوان همشهری نیز رفتم ومزاحم ایشان شدم وازمشورت های
بیست ویکمین روز آذر
-
تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:53
به نام خداصبح پدرم را برای امورات خودش همراهی کردم وباکمک دیگر عزیزان وصبوری اش پس از چند ساعت متوالی کارهایش درحالت اجرایی قرارگرفت؛ازمسوولین محترم ذیربط هم که با سعه ی صدرکمک کردند متشکرم؛عصرنیز ایش
دیار کریمان
-
تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:53
به نام خداتا دم ظهر پیگیرکارهایی از پدربوده واز ایمان هم خواستم یکی ازدوستان پدرم را پیدا کند تا بااوصحبت کند؛برای تجدید روحیه اش خوب است وایشان هم عالی عمل کرد وتلفنی باهم صحبت کردند وروحیه خوبی حاصل
جُمعیات
-
تاریخ: 1397/10/1 ساعت: 17:53
به نام خداسری به ننه؛ همسایه ی قدیمی زدم وحال واحوالی کوتاه پرسیدم؛یعقوب وسیروس هم آمدند وتجدید دیداری شد؛یعقوب نگران کارامید پسرش بود که اورا جوانی معقول ودلسوزیافتم وسیروس هم برای کارخودش صحبت کرد ک