
به نام خدافخرالدین با نگرانی در مورد کارش وتماسی که با او گرفته شده مشورت کرد گفتم باید صبور باشد وتامل کند تا تکلیف او روشن شود ولی این تماس و ملاقات آتی با تعریفی که خودت میکنی بعید است مشکل ساز باشد- شهرام اطلاع داد که افضلی دوستشان در باشگاه بوده و همزمان سکته مغزی و قلبی کرده و امروز فوت کرده؛ متاثر شدم او را ندیده بودم اما وصف وی را از اشرفی ها ودوستان دیگر شنیده بودم- یکی از دوستان پیگیر حل مشکل ویلچر برای یکی از بستگانش بود که به یکی از دوستان گفتم- به شهریار پسر حاج باقر برای نحوه درخوا...
ادامه مطلب
به نام خدامتن لایحه ای برای دادخواست محسن ونتیجه آن برای دادگاه نوشتم که فردا بفرستم وایران هم با من مشورت کرد و مطالبی در موردی از پرونده شنیده بود که نیازمند پیگیری قانونی بود هر دو مورد را برایم فرستاد و نظراتم را به او منعکس کردم و البته از لحاظ انسانی متاثر شدم دایی او چرا باید به گونه ای رفتار کند و قلدری کند و بی تدبیر عمل کند و بعد هم پسر خارج نشین او و بعد محسن که اکنون خواهرش و خواهر زاده هایش هم در مقابل او قرار گیرند ومحسن با رفتارهایش چه صف کشی هایی که ایجاد نکرد وآن پدر وآن پسرش هم...
ادامه مطلب
به نام خداامین آمد برای تهیه موتور برایش رفتیم واز دوستم موتور خرید؛ خوشحال شد؛ از خوشحالی اش خوشحالم اما نگرانی ای عمیق هم دارم وآن عدم استفاده از کلاه است وبعد نداشتن گواهینامه که یک روزه هم هست اما تلاش برای گرفتن نمی کند- برای آمین هم یک کلاه گرفتم تا عادت کند برای سوار شدن با موتور؛ خوشحال شداما باید کمی عادت کند؛ تجربه نداشته- برای سرویس های موتور قبلی امین چند جا رفتیم متاسفانه قیمت های بسیار پرت وپلایی میگفتند وبالاخره نزد جوانی که قبلا رفتم؛ رفتیم فعلا موتور را دادم تا سرویس هایش را انجام دهد وبعد نوبت صافکاری یا تراشکاری و...برسد؛ چند روزی احتمالا طول میکشد و برای ماشین هم که با فرهاد صحبت کردم سرویس وبازدید کند از عمران خواستم زحمت بکشد ماشین را ببرد فردا؛ امیدوارم نیاز به تعمیرات...
ادامه مطلب
به نام خدااز یکی از دوستان مشورتی خواستم که سرشان شلوغ بود وبنا شد اول هفته اگر یادشان نرود دنبال کند- عمران پیگیر رضایت دادن یا ندادن شاکی خسرو بود که گویا نتیجه ای حاصل نشده فعلا وگرنه اطلاع میداد وعجیب است طبق معمول کارهایش- با یکی از دوستان ملاقات داشتم که اصرار عجیب داشت برای دیدن من وطبق معمول تکرار مکررات ونگرانی ها ومن چه میتوانم بکنم؟- با شهریار تلفنی صحبت کردم وحالش را پرسیدم ونگران او هستم برای آنچه برای خودش آورده بود وخدا کمک کرد که نجات یافت وتلخ بود وقتی که شنیدم گفت در بیمارستان به مادرش زنگ زده اند ونیامده بوده اورا ببیند- تولد زینب را تبریک گفتم که فردا هست ومادرش هم زنگ زد و گفت آمده با پدرش و دعوت کرد برای نهار که به فرصت دیگری موکول کردم- پرونده های جاری ومختومه بنا زاده...
ادامه مطلب
به نام خدایکی از دوستان سوالی در خصوص مستندات قانونی چند نرخی داشت ظاهرا برای یک مقاله- همسرم از احتمال اینکه آرمان نسبت توجه بیشتر به آمین حساس باشد گفت که بعید میدانم اینگونه باشد وبسیار هم به او علاقمند وتوجه دارد در عین حال پیام به آرمان دادم که بداند چقدر برای من عزیز است- یکی از دوستان که مدتی پیش پس از توهین های بسیار پیامکی ؛ معذرت خواهی کرده بود ولی دیگر من پاسخی نداده بودم و چند بار دیگر هم ؛ مجددا پیام داد واز ایجاد مشکل برای دوستش که در یک پرونده مشترکاً متهم اند گفت وتصور میکند به همین سادگی حل میشود؛ علیرغم پیام های متعددش پاسخ ندادم- سمیرا همسایه مان از عدم صدور شناسنامه اش گفت که گفتم چون سوابق باید به روز رسانی شود حتما کمی طول میکشد؛ صبور باشد- مصطفی پل اینجا بود برای مسابق...
ادامه مطلب
به نام خداسری به احمدی زدم و بدهی ام را دادم وبرای بهره گیری از امتیازات ایران کارت بنا شد بعدا ماه دیگر کارت ها را ببرم وبکشم؛ همینطور بدهی ام به جعفری هم تسویه شد؛ حال وحوصله اینکه بدهی داشته باشم ویادداشت کنم تا ماه بعد یادم نرود را نداشتم وهمچنین شب عیدی هم پول نقد بیشتری داشته باشند که کاسب اند- سری هم به میرصادقی زدم و گوشی ام را درست وبه روز کرد- دادخواست برای امید و امین نوشتم برای تقدیم به دیوان عدالت اداری که فردا هماهنگ کنند وبروند از دفتر خدمات قضایی بفرستند با مدارک لازم ومستندات برای رجیستری گوشی موبایلشان که وکیل محترمی فرموده بودند هفت میلیون تومان حق الوکاله برای هرکدام می خواهند وتوصیه کردم خودشان اقدام کنند ترجیحاً- احوال پرس مادرم شدم وبچه ها که خوشحال شدم- اشفعی از پیگیر...
ادامه مطلب
به نام خدادم صبح مطلع شدم یکی از پایگاه های آمریکایی را ایران موشک باران کرده ودر شبکه خبر هم اعلام شد؛در حال تجزیه تحلیل بودم که آیا جنگی میشود یانه؟که خوابم برد وبعد هم تب ولرزشدیدی برمن عارض شد که ...
ادامه مطلب
به نام خداامروز دکتر شیخی آمده بود تهران برای کارهایش؛ظهر آمدبامن دندان پزشک که وقت داده بودند تاجراحی لثه کنم ودکتر با تبحرعمل کرد وبرایش هم بسیارجالب بود که دردی حس نمیکنم ونیاز به بی حسی نبودوقرارش...
ادامه مطلب
بنام خدامجالی شد زیارت بروم ونایب الزیاره بودم وبرای همه ی عزیزانم دعاکردم-بادوست قدیمی جناب زرافشان صحبت کردم وجویای احوالشان شدم وماشاالله باشوروشوق درحال کاروفعالیت اند-گل تپه صحبت کردبامن وهمان اتاق رفته وحالامیخواهدپیگیراعاده دادرسی اش بشود!من نمیدانم وقتی بیرون بودومجال داشت چراشتاب لازم رانکرد؟واین مشکل همه ی ماست؛سهل انگاری وراحت بودن-عمران درخصوص دیدار برادرزاده اش صحبت کردوحل شد؛کلی خوشحال شد-جناب واعظ درخصوص حافظ صحبت کردکه پیگیری کارهایش رامیکندوانشاالله به نتیجه نهایی برسد-دکترشیخی پیگیرکارمزرعه اش بودومراجعاتی داشته وازاین که این کاررادرست پیگیری کردواقعاتعجب کردم -درکانال تاریخ نگاری تدینی عزیزفیلم شکارچی راباتوضیحاتی گذاشته بود؛دیدم؛جالب بودوتلخ..-باتوجه به پاسخ اداره حقوقی ب...
ادامه مطلب