به نام خدا
تولد فضه را تبریک گفتم وخوشحال شد؛ برایش خوشبختی و سعادت آرزو دارم- تولد پسر ملک پور را هم که یک ساله میشود تبریک گفتم خوشحال شد یادم بوده- شکوهمند احوال پرسی و شماره تلفن نمایندگان این دوره را میخواست لابد برای پیشنهاد افکار و اسطرلاب و...!!!- حسین اول صبح تماس وبرای ارسال اظهار نامه ای که فرستاد مشورت کرد و امیدوارم حداقل مشکلات او رفع شود- حسن تماس واحوال پرسی واز سوختن تلویزیون خودشان در بند گفت- یکی از دوستان که مشکلی برای امورات کارهای خیرش پیش آمده بود و راهنمایی کرده بودم اطلاع داد حل شده؛ خوشحال شدم- خشکباری که برای مادر الی وخودش تهیه کرده بودم بالاخره با ناهماهنگی ها نشد دست دوستشان بفرستم و او هم امروز رفته بود و متاثر شدم - تاجری تماس و از پیگیری های پرونده هایش گفت- بهروز همسایه مان برای مشکل انتقال دخترش مشورت کرد واطلاعاتش کامل نبود و بعد دخترش توضیح داد که بناشد مکاتبه را بفرستند اما راه میان بر را هم برایش گفتم- قریشی نامه اش را برای دخترش به بانک داد وامیدوارم حل شود-سروش هم صبح به حوالی انقلاب و کتابفروشی ها رفته و سرگرم بود وعصر هم امین لطف کرد او را با موتور به فرودگاه رساند و رفت؛ اینجا بود خوشحال بودیم با او؛ پدرش هم تماس و استرس داشت نکند به پرواز نرسد-آمین هم خوشحال بود با جمع عمه و پسر عمو و برادران خود و دورش شلوغ است- خسرو تماس ودر پی دارو بود ومشکلات خود ولی متاسفانه برای درمان ابدا اقدام نمی کند- حاذقی هم با شیرالی صحبت کرده ولی خواهرم گفت به این قیمت راضی نیست و بنا شد مجددا مشورت کنند.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور