به نام خدا
سیاوش مشورت کرد و راه صحیح را گفتم که از مجاری خیالی دیگر اقدام نکند- میرصادقی برای ملکی که بنام او نیست وبرایش مالیات آمده مشورت کرد- ذبیح برای اینکه چک برای خواهرش دارد و اگر برایش مشتری باشد گوشت بخرم گفت- تولد شراره را تبریک گفتم و خودش هم آمده بود وبرایش شیرینی گرفتم- تولد نوه خانم مهندس را تبریک گفتم و متوجه شدم فردا هست و من فکر میکردم سیزدهم است- تولد یکی از دوستان را هم تبریک گفتم خوشحال شد- برای کار اداری و مخابراتی رفتم دفتر مشترکین که چون پنجشنبه بود ودیر وقت بود وقرار شد اوایل هفته برویم مجددا- ساندویچی روبن رفتم در نزدیکی پیچ شمیران که خیلی از آن در فضای مجازی گفته بودند و برای بچه ها هم ساندویچ گرفتم بسیار خوب بود- سری به خیاطی زدم برای اینکه دم پای شلوار را درست کنند و حبیب آقا هم مطالب خودش را مجددا گفت وقرار شد که دنبال کنم- آمین را با بچه ها پارک بردیم که قبلا رفته بودیم والبته خواهر دیگرم وشوهرش و آرمین که دیروز قهر کرده بودند نبودند و خودشان جاده چالوس و ایران مال رفته بودند؛ بعد میخواستم سری به جعفری برای تعویض کیف خواهرم برویم که شمال رفته بود به بعد موکول کردم و نیایش مال رفتیم وشام هم آنجا بودیم بغیر از شلوغی آن وعدم تمهیدات لازم آسانسور و راه پله برقی ودو اتفاق جالب افتاد اول : دیدن محمد پسر عمویم و خانواده اش که از دیدنشان خوشحال شدم و بعد یک پسر کوچکی به آمین بادکنک خودش را داد و من هم به او کادو دادم برای اینکه بداند مهربانی چقدر خوب است؟ خانواده اش بسیار خوشحال شدند وبعد پدر بچه کارت همسرش را آورد که متخصص زنان وزایمان بود و تشکر کردم- یاسان گفت پاسخ مرا نداده اند وقرار شد مراجعه کند به وزارت علوم- منوچهر احوال پرسی کرد و روند درمان خود را هم گفت خوب است تا الان- امین ماشین را برای تنظیم فرمان برد و تشکر کردم- جعفری نژاد مشورت کرد برای موضوعی حقوقی- واعظ تماس و احوال پرسی کرد- بهروز همسایه مان برای اطلاعیه بدحجابی برای دخترش گفت و گفتم چند بار تکرار شده واگر بار دیگر بیاید باید دادگاه برود- امینی احوال پرسی کرد - حسین تماس واحوال پرسی کرد-پهلوان تماس واحوال پرسی کرد-رضا برادر حسن نسخه پزشکی مادرش را فرستاد و قرار شد مشورت کنم.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور