به نام خدا
تولد علی پسر سعید را تبریک گفتم وبرایش کادو هم فرستادم خوشحال شد خیلی که به فکرش بوده ام- با خانواده به شهرام و خانواده اش سری زدیم واحوال پرسی کردیم وشام هم میهمان آنها بودیم وبسیار تشکر کردم از میهمان نوازی شان وبا خواهر ها هم برای دعوت فردا مشورت کردم وهماهنگی هم؛ در مسیر در جلوی ساختمان پلیس با علاقه وافر آمین اورا سوار ماشین گشت پلیس کردم برای اولین بار و بسیار خوشحال شد و به پلیس ها هم خدا قوت گفتم وتشکر کردم از لطف آنها برای اجابت خواسته ام- پسر یکی از دوستان سابق تماس و واحوال پرسی کرد وبنظرم کاری داشت ونتوانست بگوید وچند بار هم تا الان تماس گرفته؛ عجیب است والبته قابل درک- سری به یکی از دوستان زدم واحوال پرسی واز میهمان نوازی شان هم متشکرم- دیراوی تماس و در مورد نحوه مجوز یکی از شهروندان ودوستانش که عراقی است و فوت کرده مشورت کرد- پاکت پستی آثار سروش رسید که قرار شد هفته آینده هماهنگی کنیم وببرم تحویل گالری بدهم- حسین تماس واحوال پرسی کرد- نظری برای مشکلی که برایش پیش آمده وحق اداری اش را نمی دهند مشورت کرد- شاهین پسر یاسی هم برای رفتن به خارج مشورت کرد از طریق موسسات کاریابی- مادر الی برای بنام کردن خط موبایل الی مشورت کرد که خودش نیست و ناممکن- به احسان و ایمان برای اینکه نشد امروز بروم مراسم سید محمد در بهشت زهرا نوشتم و عذرخواهی کردم- احوال پرس شهرام آگاه شدم که مدتهاست خبری از او نداشتم و کلی خوشحال شد.
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور