خرید بک لینک


به نام خدا
هادی علیپور در پیام رسان به من پیام داد مادر م وبشدت نگران شدم وپرسیدم مادرت چه؟مدتی با چت لفت داد و گفت کرونادارد وبیمارستان است وحالش خوب نیست اما نهایتا گفت فوت کرده؛بسیار بسیار متاثرشدم؛ او مادر خانواده علیپور که اولین بوم گردی سنتی را درخراسان رضوی ایجاد کردند بود ومن درمدتی که آنجا بود غالب اوقات میهمان آنها بودم وبسیار درحق من وخانواده ام مادری کرده وهمیشه جویای احوالم بود؛به دوستان مشترک هم اطلاع دادم وخانواده بسیار متاثرشدند؛غفران الهی برای آن عزیز سفرکرده وصبرواجر برای یکایک بازماندگان آرزو دارم ودراین غم شریک دردهستم؛این کرونا باعث شده تا نتوانیم حضوری تسلیت بگوییم وخود این فاصله وخودخوردی مصیبت ها خودش بعدها فاجعه ای میشود وباید برایش فکری کرد؛اینجا دستور اسلامی وانسانی صِله رحم اهمیتش مشخص میشود-ساعاتی بعد مطلع شدم حجت الاسلام نقوی هم فوت کرده؛در اواخردهه۶۰ وابتدای دهه۷۰ نام او لرزه بر اندام خیلی ها دراهواز وخوزستان می انداخت وبا اینکه پاکستانی بود اما حاکم شرع دادگاه انقلاب بود وبعد شنیدم قم رفته بود وحاکم شرع آنجا بود وسالها دیگرخبری از او نبود-حاج عباس کاشانی زنگ زد واحوال پرس من بود بسیار تشکرکردم-ابوالفضل گفت کسی رفته نزد او وقاضی بوده ومشتری اش شده خوشحال بود-فاطی پیش زن عمو بود تماس گرفتم واحوال پرسی کردیم وخود ومادرش خوشحال شدند-شنیدم پسر دکترحسین هم پزشکی قبول شده؛زنگ زدم وتبریک گفتم-پاسخ ونتیجه کنکورهم آمده بود وامیرهم گفت عمران درشهرخودشان قبول شده ولی تمایلی نداشت ومهندسی پزشکی را راغب تربود-فردا تولد اصغرصغیری نژاد است که پیام تبریک فرستادم وبرایش سلامت آرزو دارم-مقداری تخفیقات داشتم وبرای خودم واشرفی وشایسته ودوستان دیگری خرید کردیم؛جالب بود-کارت هایمان را هم مولایی دادیم تا از تخفیفات لباس وبعد رستوران استفاده کنند؛خانوادگی خوشحال شدند؛از خوشحالی آنان خرسندم-با شایسته درمورد جریان استشهاد پدرم صحبت کردم؛ان شاالله خیراست.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: دوشنبه 12 آبان 1399 ساعت: 6:36

صفحه بندی