به نام خدا
مامردها البته غالبا" تشنه روز مرد نیستیم..
وبه یک روز قدردانی در سال خیلی نیازی نداریم....
ماآفریده شده ایم تا تکیه گاه شویم نه متکی...
و برای لطافت و حسودی و چشم و همچشمی نیامده ایم...
مردیم و مبارز....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها ..
برای به آرامش رساندن خانواده ..
بلکه برای شکسته شدن غرورمان آمده ایم...
همین که تبسم را بر لب زنانمان ببینیم...
همینکه لبخند را برچهره دخترمان ببینیم...
همینکه پسرمان بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرمان بتواند به ما تکیه کند و مادرمان با ما درد دل کند و پدر پیرمان جوانی خودش را در ماببیند، ما را خوشبخت میکند...
واصولا
ما آمده ایم همه را خوشبخت کنیم...
آمده ایم تاستون خانواده باشیم
آمده ایم بسوزیم تا روشنایی بخشیم....
جبر زندگانی مان است... اجباری مَلس نه اختیاری با هوس...
هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
ما غالبا" مهرورزی بلد نیستیم...
چرا که مادر نیستیم.
بهترین هدیه برای امثال من
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش است
بدون هزینه...
برچسب:
نویسنده: یونا محمدپور