خرید بک لینک


به نام خدا
از دیدن فیلم بسیار تلخ متری شش ونیم وسینما خارج میشدم که یکی لز دوستان تماس گرفت که گوشی اش زیرماشین رفته ودچارمشکل شده؛برایش تلفن ها حایز اهمیت بود که با اینکه حال روحی مناسبی نداشتم توصیه هایی کردم وبه دوست متخصص وخبره دیگری احاله دادم؛مدتی تلخی این فیلم بامن بود؛دیروز برای دیدن فیلم کمدی دیگری رفتم تا از تلخی آن فیلم بکاهد که اتفاقی به دیدن مجدد فیلم رحمان ۱۴۰۰نشستم جالب بود-حسن تماس گرفت ووقت زیادی نداشت خواست عید را به دیگردوستان مشترک تبریک بگویم؛امیدوارم بزودی مشکلش حل شود-مطلع شدم درآخرین روز سال مشکل حسین خمیس آبادی هم حل شده؛تماس گرفتم وتبریک گفتم؛خوشحال شدم-احمد عسگری حالم را پرسید؛مدتها ازاوخبری نداشتم؛حاج عباس کاشانی هم؛خیلی خوشحال شدم-تولد یکی ازمنسوبین را تبریک گفتم وکلی خوشحالم امسال توانستم درروز تولدش باشم-تولد صبری هم بود تبریک گفتم وبرایش کادوی بسیارکوچکی فرستادم-خیلی از عزیزان برمن منت نهاده وعلاوه برارسال پیام متنی برایم ؛تلفنی عید نوروز را تبریک گفتند ودر راس آنان دردقایق اولیه سهام عزیز بود؛از همه آنان متشکرم وخودم نیز به اکابر فامیل ودوستان واساتید تبریک وآرزوی سعادت وبهروزی کردم والبته درخلال امور دیگرادامه تماس خواهم داد؛این دیدارها به تقریب بیشتردلها کمک می کند-امین شنبه برای معاینه وویزیت نزد پزشک میرود وپرستاری وتوجه به او لازم است؛امید برای سرزدن به خانواده ودیگر بستگان به شهرمان میرود-سرویس ادواری ماشین انجام شده وامیدهم مشغول بعض سرویس ها وآپشن هابود که ازاو نیز متشکرم-دکتر شیخی تماس گرفت واطلاع داد که فعلا مرخصی آمده وامیدوارم حل شود کلا"؛محمد شیخی هم تماس گرفت ورهاشدنش را اطلاع داد خیلی خوشحال شدم برایشان سلامت ودرس از آنچه گذشته آرزومیکنم-با آرمان رفتم عید دیدنی اموات؛بعضی ازدوستان وعزیزان را دیدم وآرمان هم دوست داشت شهید فهمیده را ببیند بردم مزارش را دید؛دیدن اموات که میروم هم درخودم فرومیروم وهم حس آرامش خوبی دارم گویی آنان بسیار خوشحال میشوند ازاینکه یادشانم-شب هم میهمانی شام تولد بود؛خرسندشدم.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 7:30

صفحه بندی