خرید بک لینک

به نام خدا
دیروز یکی از عزیزانم را دیدم ونهارهم خدمت ایشان بودیم ومختصری صحبت کردیم که البته طبق معمول مجال نشد وراستش من خیلی با همه احترامی که به ایشان قایل هستم اما از شنیدن حرفهای تکراری وبی نتیجه-هرچند انسان مُحق هم باشد-خسته ام ونای شنیدن ندارم ودراین دیدارها نوعا" بحث را به اموردیگر دلالت میکنم وجمع بندی وفرار...!!!-درخصوص پیگیری کار دوست خوبی# هم دنبال کردم وامیدوارم حل شود-ارنی را بالاخره دیدم که درپی حل مشکلات خود واخذ گذرنامه برای رفتن به کشورخودش هست؛ان شاالله که موفق باشد والبته مسلمان شیعه شده؛اسمش راهم رسول محمدی گذاشته..-احمدزاده برای مشکلات خودش تماس گرفت وپیگیر بود- ملک پورتماس گرفت وحال واحوال کرد-با امانی قراربود صحبت کنم ودیدارکه فرصت نشد وبه امروز موکول شد-به بیمارستان برای دیدن وعیادت از یکی از آشنایان رفتم که عمل جراحی سنگین مغزی روی او انجام شده؛دعا میکنم مشکلی حادث نشود وشفای عاجل خدای بزرگ عطا کند-جابر رادر آخرین روز مرخصی اش دیدم وقدری صحبت کرد؛مشکلاتش درحال حل شدن است-طاهری راهم درخیابان دیدم وقدری صحبت کردم؛امیدوارم مشکل بلکه معضل او حل شود؛واقعا" عجیب است-شنیدم جناب بختیاری رییس حوزه ریاست قوه قضاییه شده؛در زندانها شخصیت معقول وآرام ومردم داری بودند وسمت های دیگرهم؛امیدوارم منشاء خیرات باشند- اریک زنگ زد وبهش خبردادم قاضی اجرای احکام مُعطی نیابت او مجددا" آزادی اش را نوشته وارسال کرده وامیدوارم رها شود؛خوشحال شد اما آن اریک همیشه خندان نبود وافسرده شده؛حق هم دارد؛امیدوارم حل شود وبه نزد خانواده خود برگردد-تولد دونفراز آشنایان هم که امروز بود تبریک گفتم وکادویی ناچیز فرستادم-درمیدان ونک پشت یک کامیون وانت نوشته بود آن که را خوبی# کنی؛هاری# نگیرد؛آرزوست#..ازراننده به خاطراین جمله پرمعنی تشکرکردم وعکسی ازآن گرفتم.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 7:30

صفحه بندی